سیگاری بده
سه شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۲۰ ب.ظ
سیگاری بده،آتش زنم،به یاد همه ی نامردی های روزگار...
حالم خیلی بده رفیق...
مرگ...مرگ تنها راه چاره است..
باز هم خیانت...
سیگار...سیگار...سیگار...
بوی لجن گرفته لباس هایم...
توی فکرم خودم را همان آدمه چند سال پیش تجسم میکنم،کتاب هایم را باز میکنم درس بخوانم،اما مگر فکر آن لعنتی میگذارد...
دکتر بهم گفت فکر هایت را روی کاغذ بیاور...
یک دفتر ۶۰برگ تمام کردم...
... آخر به کجا میروم؟؟
به کدام گورستان؟
به کدام ناکجا آباد؟؟؟
از اتاق خالی و نمورم برای خود قبری کوچک ساختم،تاریکی مطلق...
سکوت...نا آرامی دلم،قلبم،...
چشمانم به تاریکی عادت کرده،...
راستی با کدامین قرص میشود خودکشی کرد؟؟
کجایی مرگ یک دفعه؟
کجایی خانه ات آباد؟
- ۹۳/۰۶/۲۵