داستان واقعی
سه شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ۱۱:۱۰ ق.ظ
(این یک داستان واقعیست
.
.
.
.
.
مردی پولدار درخانه خود تمساح نگهدارى میکرد،یک شب مهمانى گرفت و جوانها
را به لب استخر برد وگفت هرکس طول استخر را شنا کند واز بین تمساحها جان
سالم به در ببرد به او یک میلیارد و یا دختر زیباى خود را به عقدش در
میاورد، مرد درحال صحبت بود که جوانى به استخر پرید وشنا کرد و سالم بیرون
آمد، مرد حیران مانده بود، به جوان گفت پول را میخواهى
یا دخترم را؟!؟
جوان گفت:
هیچ کدام، فقط خواستم بگم من """بچه کرمانشام"""....
- ۹۳/۰۷/۲۲