چطوری مصطفی

" دُرُســت مـثـلِ یـک بـرکـه، آرام و ســاکـتـم ایــن روزهــا سـنـگ نــیـنـداز و آشــوبـم نــکـن! فــقـط بــگـذار، عـکـسـت آرام و نــرم در دِلَــــــم بــیُـفـتـد ... ! "

چطوری مصطفی

" دُرُســت مـثـلِ یـک بـرکـه، آرام و ســاکـتـم ایــن روزهــا سـنـگ نــیـنـداز و آشــوبـم نــکـن! فــقـط بــگـذار، عـکـسـت آرام و نــرم در دِلَــــــم بــیُـفـتـد ... ! "

دوست یعنی
کسی که پیشت هست آرومی
و وقتی نیست احساس می کنی
چیزی توزندگیت کمه
دوست یعنی
کسی که ساده وبی منظورحرفاتو میزنی
خیالت راحته هیچ سوءتعبیری نمیشه.....

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۱۱ دی ۹۳، ۱۹:۰۳ - سید مرتضی
    !!!!!!
  • ۳ دی ۹۳، ۲۲:۲۴ - علی رضا
    اوهوم
نویسندگان

سرم را محکم روی بالشت فشار میدهم

سه شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۳، ۱۰:۵۷ ق.ظ

سرم را محکم روى بالشت فشار میدهم..
مى خواهم خاطرات نیمه جانى که توى کله ام به تکاپو افتاده اند را خفه کنم..
لعنتى هاى بى رحم..!
حتى شیرین ترین شان هم زجر آورند..
راه گریزى نیست..انگار یک کِش مرا محکم وصل کرده به آنها..
هرچقدر بیشتر از آنها فاصله میگیرم با سرعت بیشترى به عقب پرتاب میشوم..
خیلى عقب تر.. حتى قبل تر از نقطه ى شروع..
همیشه شبیخون میزنند..ذره ذره روح و تنم ام را مى آزارند..
کاش جراحتى ، زخمى یا نشانه اى روى تن ام مى ماند از آنچه بر سرم مى آورند..!
ولى حیف..دست شان رو نمى شود!
توى مغزم چاله حفر میکنند و زنده زنده مرا گور میکنند.. درست توى جسمِ خودم!!

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی